السيد موسى الشبيري الزنجاني

2446

كتاب النكاح ( فارسى )

است . ج ) بررسى كلام مرحوم آقاى خويى ( ره ) * البته بهتر بود ايشان براى مدعاى خود به مجرد ادعاى ظهور اكتفا نكرده و با ذكر شواهد و امثال ، مختار خويش را تقريب مىنمودند ، چون اكتفا كردن به مجرد ادعاى ظهور يا انصراف در استظهارات بدون اينكه توضيحى يا مثالى آورده شود تا ذهن انسان بالفطره به آن مطلب هدايت گردد ، شايسته مباحث علمى نيست . بعلاوه ايشان مىفرمايند : الظاهر من النكاح « لا سيّما اذا كان متعلقاً للنهى » هو مطلق التزويج . . . مگر نهى از « وطى » مانعى دارد تا بگوييم ، اگر عنوان نكاح متعلّق نهى قرار گرفت قرينه است كه معناى آن وطى نيست . اتفاقا ، در مورد مملوكه‌اى كه مادر او نيز مملوكه و مدخوله باشد به همين تعبير « نكاح » از خصوص وطى او نهى شده است . مانند روايت ، الحسين بن بشر قال : سألته عن الرجل تكون له الجارية و لها ابنة فيقع عليها أ يصلح له ان يقع على ابنتها ؟ فقال أ ينكح الرجل الصالح ابنته ؟ « 1 » و روايت عبيد بن زرارة عن ابى عبد الله - عليه السلام - فى الرجل تكون له الجارية يصيب منها إله ان ينكح ابنتها ؟ قال : لا هى مثل قول الله عزّ و جلّ وَ رَبائِبُكُمُ اللَّاتِي فِي حُجُورِكُمْ « 2 » اشكال دوم استدلال به آيهء « وَ لا تَنْكِحُوا ما نَكَحَ آباؤُكُمْ » طبرى آيهء شريفه را به گونه‌اى ديگر تفسير كرده است . وى مىگويد : « ما » در « ما نَكَحَ » موصوله نيست و آيه از ازدواج با زنانى كه پدران با آنها ازدواج كرده‌اند نهى نمىكند ، زيرا در اين صورت ، چون زن از ذوى العقول است بايد « من نكح » بگويد نه « ما نَكَحَ » بلكه « ما » مصدريه است و آيهء شريفه از آن نوع نكاحهائى كه پدران پيشين شما انجام مىداده‌اند ، نهى نموده است يعنى اى مؤمنين شما از سنتهاى پدرانتان و آن سنخ

--> ( 1 ) وسائل ابواب ما يحرم بالمصاهرة باب 21 ج 2 ( 2 ) - وسائل ابواب ما يحرم بالمصاهرة باب 21 ج 3